شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی مرا وصال تو روزی اگر شودبر منتهای همت خود کامران شدم
۲
زاندم که خیل شوق رخت رو به دل نهادایمن ز جور فتنه آخر زمان شدم
۳
آن روز بر دلم در معنی گشاده شدکز دوستان یک جهت خاندان شدم
۴
اول ز حرف و صوت وجودم خبر نبوددر مکتب ولای علی نکته‏دان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth