خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حجاب چهره جان میشود غبار تنمخوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم
۲
بیا و هستی من در وجود من کم کنکه با وجود تو کس نشنود ز من که منم
۳
بسی ز عمر گذشت و نیافتم کامیدریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم
۴
اگر چو شمع ببارم سرشک نیست عجیبکه سوزهاست نهانی درون پیرهنم
صفحهٔ ۱ از ۳