شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر با باد می‌‏گفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
۲
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود استبدین راه و روش می‌‏رو که با دلدار پیوندی‏
۳
قلم را آن زمان نبود که سرّ عشق گوید بازورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی
۴
اماما کن نظر بر ما نظر می‌‏کن به مشتاقانچرا یکبارگی ما را ز چشم خویش افکندی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth