خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که از حلقه زرگوش گران است او راچه غم از ناله خونین جگران است او را
۲
گو کله برشکن از ناز که در مسند حسنمنصب شاهی زرین کمران است او را
۳
دیده دریاست مرا زان گهر پاک که جایصدف سینه صاحبنظران است او را
۴
شد مرا حال دگر از غم آن شوخ ولینظر لطف به حال دگران است او را
صفحهٔ ۱ از ۲