خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نصیب ما نشد وصل حبیبما و درد بی نصیبی یا نصیب
۲
درد دوری زان در از من پرس و بسمحنت غربت نداند جز غریب
۳
گرچه از نزدیک خوب است آن دو رخدور بهتر باشد از چشم رقیب
۴
کی توان سودای عاشق را علاجترک این ماخولیا کن ای طبیب
صفحهٔ ۱ از ۲