خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر آن بی وفا عهد یاری شکستخدا یار او باد هر جا که هست
۲
نه زین شهر بار سفر بست و رفتکه از کوی مهر و وفا رخت بست
۳
میفشان سرشک از مژه دمبدمکه شد خانه تن ازین سیل پست
۴
مزن بر دلم زخم و مرهم بنهکه پیوند نتوان چو شیشه شکست
صفحهٔ ۱ از ۲