خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشتبه که باشد روزنی بر جای آن خشت از بهشت
۲
گیسو اندر پاکشان روزی برون آ تا شودچون بهشت ای حوروش خاک درت عنبر سرشت
۳
رشته جان است ایوان وصالت را کمندوه که چرخ تیز گرد این رشته را کوتاه رشت
۴
بت پرستان را ز دل سر برزند نور یقینگر ز شمع رویت افروزند قندیل کنشت
صفحهٔ ۱ از ۲