خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تارک درویش تارک فارغ از تاج زر استکمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر است
۲
کی مکمل گردد از ترک دو عالم آن کلاهزانکه ترک دیدن آن ترک ترکی دیگر است
۳
سخره نفس بهیمی را نزیبد تاج فقرسر که هست افسار را درخور نه جای افسر است
۴
زن بود کز زرد کند زیور برای دست خویشدست مردان را همین افشاندن زر زیور است
صفحهٔ ۱ از ۳