خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز استشکوفه در قدم دوستان درم ریز است
۲
مده به باد گرانمایه عمر بی بادهکنون که باده فرحبخش و باد گلبیز است
۳
سرود مجلس تو صوت عندلیب بس استبه بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
۴
به کف پیاله لعل است لاله را یعنیپیاله گیر که از می نه وقت پرهیز است
صفحهٔ ۱ از ۳