شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غرض از چاشنی عشق توام درد و غم استورنه زیر فلک اسباب تنعم چه کم است
۲
هست بر مایده حسن بسی نعمت و نازقوت عاشق ز میان همه رنج و الم است
۳
می زیم شاد دمی با تو دمی با یادتحاصل عمر گرانمایه همین یک دو دم است
۴
وعده لطف و کرم را مکن ای دوست خلافکز کریمان نسزد آنچه خلاف کرم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth