شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاقوت لب تو قوت جان استوصل تو حیات جاودان است
۲
زلف تو بر آفتاب تاباناز شعر سیاه سایه بان است
۳
بستی به لباس کج کلاهانبر موی کمر که این میان است
۴
راندی به لب شکر دهاناندر هیچ سخن که این دهان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth