شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ستخبر دهید مرا کز کدام سو رفته ست
۲
به گردش ار چه رسیدن نمی توان باریکشم به دیده غبار رهی که او رفته ست
۳
هزار دل کند از شهر صبر آوارهبه هر دیار که با آن رخ نکو رفته ست
۴
چه آب بر جگرم باشد اینچنین که مراهم آب دیده ز هجرش هم آبرو رفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth