خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سفر کرده کش از ما دل گرفتجان فدایش هر کجا منزل گرفت
۲
جان باقی بود یارب از چه رورفت و خوی عمر مستعجل گرفت
۳
تن فتاد از پای چون محمل براندجان برید از تن پی محمل گرفت
۴
تا دلش ناید به درد از حال ماخویش را از حال ما غافل گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲