خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بر شکل دگر می بینمتزانچه بودی خوب تر می بینمت
۲
پیش ازین بودی چو غنچه پردگیچون گل اکنون پرده در می بینمت
۳
جز کمر چیزی نبینم در میانزان میان کاندر کمر می بینمت
۴
چون نمی آیی چو جان اندر برمهمچو عمر اندر گذر می بینمت
صفحهٔ ۱ از ۲