خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو طفل خردسالی و ما پیر سالخوردبا ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد
۲
چشم سیاه سرخ چه سازی به خون منموی سفید من نگر ای جان و روی زرد
۳
بگشای بند زلف که افتاد صد گرهبر رشته امید من از چرخ تیزگرد
۴
نقشی نکوتر از خط زنگاریت نبستکلک قضا که زد رقم این لوح لاژورد
صفحهٔ ۱ از ۲