خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کندزآب چشم و دم سردش قدح ژاله کند
۲
کوهکن تیشه چو بر کوه زند آن چه صداستآهن و سنگ ز درد دل او ناله کند
۳
دیده دنبال تو دل نیز خدا را مپسندکه رقیبم ز سر کوی تو دنباله کند
۴
مه توان خواند به آن خط رخ زیبای تو راگر فلک گرد مه از عنبر تر هاله کند
صفحهٔ ۱ از ۲