شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چنگ غم دلم از ناله تنگ می‌آیدکه تار زلف تو دیرم به چنگ می‌آید
۲
به بوی آشتیت جان همی‌دهم هرچندکز آشتی توام بوی جنگ می‌آید
۳
به بحر عشق تو شستم ز کام دست امیدچو گام سعی به کام نهنگ می‌آید
۴
ترشحی‌ست ز خون دل آب دیده ماکه با خیال لبت سرخ‌رنگ می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth