شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بودوان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود
۲
با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میانآن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود
۳
بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاستمن ز غیرت سوختم کان خانه پرسیدن چه بود
۴
بر نشان پای او سازم بهانه سجده راتا نگوید کس که رخ بر خاک مالیدن چه بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth