شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم به باغ و سرو خرامان من نبودوان نوشکفته غنچه خندان من نبود
۲
چون ابر نوبهار به هر سو گریستمکان سرو پیش دیده گریان من نبود
۳
نگشاد دل ز لاله مرا زانکه بی رخشداغ غمی نماند که بر جان من نبود
۴
از جیب غنچه کآب لطافت همی چکیدجز خون دل چکیده به دامان من نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth