خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر جمالش از دل دیوانه کی شودسودای شمع از سر پروانه کی شود
۲
این دل که رخنه شد از غم نه جای اوستشبها ز سدره ساکن ویرانه کی شود
۳
شد سوی گشت آن مه و من بر سر رهشدر انتظار تا طرف خانه کی شود
۴
آنجا که می به یاد لب او کنند نوشبی های و هوی و نعره مستانه کی شود
صفحهٔ ۱ از ۲