خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان پیشتر که میکده از ما تهی شودمپسند جام را که ز صهبا تهی شود
۲
پر کن سبو به هر چه توان رهن باده ساختزان غم مخور که خانه ز کالا تهی شود
۳
خوش مصرفی ست میکده کین چرخ صیرفیهر کیسه ای که پر کند آنجا تهی شود
۴
گلها شکفت فتنه خوبان باغ شوتا یک دو روز شهر ز غوغا تهی شود
صفحهٔ ۱ از ۲