شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ گه بینم که آن مه مهربان من شودرام گردد با من و آرام جان من شود
۲
استخوانی شد تنم از لاغری وان هم خوش استگر سگش را میل سوی استخوان من شود
۳
این چنین جولان کنان کان شهسوار آمد برونجای آن دارد که باز از کف عنان من شود
۴
آتش افکن در من ای آه و سراپایم بسوزباشد آن مه واقف سوز نهان من شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth