خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جرمی که رخت ما به حریم فنا کشدبهتر ز طاعتی که به عجب و ریا کشد
۲
هر دم ز بزم عیش نهم رو به راه زهدبازم کمند گیسوی چنگ از قفا کشد
۳
گو جام صاف و دامن معشوق ساده گیرآن را که دل به صحبت اهل صفا کشد
۴
بر سنگ امتحان نشود هم عیار زرهر مس که سر ز تربیت کیمیا کشد
صفحهٔ ۱ از ۲