خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطر خوبان به صید اهل دل مایل نماندیا دل بی حاصل ما عشق را قابل نماند
۲
در دیار خوبرویان دلربایی یافت نیستیا به شهر عشقبازان هیچ صاحبدل نماند
۳
عشق را باطل شناسد زاهد حق ناشناسدانش اندوزی که بشناسد حق از باطل نماند
۴
ماند صد مشکل درین ره وز همه مشکل تر آنککامل العقلی که داند حل یک مشکل نماند
صفحهٔ ۱ از ۲