خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من بردگه سلام او رساند گه پیام من برد
۲
در بیان شوق او هر لحظه چون اوراق گلدفتر رنگین ز اشک لاله فام من برد
۳
نامه من کی تواند برد قاصد پیش یارچون ندارد هرگز آن یارا که نام من برد
۴
شد دلم چون نافه خون تا آمد آن آهو به داموای من گر عشوه دهرش ز دام من بود
صفحهٔ ۱ از ۲