خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه پیکی که از ما پیامش بردنه بادی که روزی سلامش برد
۲
مرا طاقت دیدن او کجاستکه بی خود شوم هر که نامش برد
۳
چو آن مه کند جلوه از طرف بامفلک رشک بر طرف بامش برد
۴
مرا سوی سرو سهی چون صباهوای قد خوش خرامش برد
صفحهٔ ۱ از ۲