شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی کافتد نظر بر شکل آن سرو قباپوششز سینه صبر و از دل طاقت و از جان رود هوشش
۲
بلای جان من شد یاد آن بدخو نمی دانمچه سازم چاره کز خاطر کنم یک دم فراموشش
۳
ز دور آن لب به سبزی می زند نزدیک شد گوییکه گیرد سبزه نورسته گرد چشمه نوشش
۴
خیالش را ز دیده جای در دل می کنم شبهانخواهم مردمان دیده را خفتن در آغوشش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth