شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم که شوق لبت داد شربت اجلشبه مهر خط تو شد مهرنامه عملش
۲
چه جای طعن دلم را به مستی لب توچو داد باده ازین جام ساقی ازلش
۳
کدام شیفته دل در کمند زلف تو بستکه عقل خنده نزد بر درازی املش
۴
چو سنگ اساس جفا محکم است ازان دل سختکجا رسد ز نم چشم عاشقان خللش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth