شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدار آینه را در صفا برابر خویشبه دست شانه مده طره معنبر خویش
۲
نبرده ام به می لعل دست بی لب توکه پر نکرده ام از خون دیده ساغر خویش
۳
رقیب گفت تو را بدگهر شناخته امنمود عاقبت آن ناشناخت گوهر خویش
۴
به چار بالش عزت چو جای نیست مرابر آستان مذلت نهاده ام سر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth