خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم آیم بر درت با دیده خونبار خویشتا طفیل دیگران بنماییم دیدار خویش
۲
تا به کی زین بخت بی اقبال نادیده رختروی حرمان آورم در گوشه ادبار خویش
۳
دیدنت دشوار و نادیدن ازان دشوارترچون کنم پیش که گویم قصه دشوار خویش
۴
بزم وصلت بهر پاکان است من زیشان نیمچون سگانم جای ده در سایه دیوار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲