خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین مقرنس زنگارگون مینا رنگبر آبگینه ارباب همت آید سنگ
۲
نهاد چرخ مقوس کج است همچو کمانازان نشسته به خاکند راستان چو خدنگ
۳
کسی که گام درین بحر می زند پی کامبه کام می رسد آخر ولی به کام نهنگ
۴
مبین غزاله گردون و مهر او هر صبحکه شب به کین تو خواهد گرفت شکل پلنگ
صفحهٔ ۱ از ۲