خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز لعلش کام جستم داد دشنامبحمدالله که باری یافتم کام
۲
برو ای ماه گردون گوشه ای گیرکه آمد ماه من بر گوشه بام
۳
چو بر یاد لبت نوشم می لعللبالب گردد از خون جگر جام
۴
همای سدره باشد کمترین صیدگهی کز مشک گرد مه نهی دام
صفحهٔ ۱ از ۲