خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که دیدی رخ آن دلبر پیمان شکنمیا رسیدی به سر کوی بت سیمتنم
۲
چه شود گر بگذاری که به صدگونه نیازچشم تو بوسه زنم در قدمت سرفکنم
۳
گر مرا زهره آن نیست که بینم رخ اوباری آن چشم که بیند رخ او بوسه زنم
۴
ور به کویش نتوانم که برم ره باریسر بر آن پای که آنجا رسد ایثار کنم
صفحهٔ ۱ از ۲