شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی به وعده وصل تو تازه جان و جهانمبیا که بی تو ز درد و غم فراق به جانم
۲
غم فراق ندانم چگونه پیش تو گویمکه چون رخ تو ببینم رود ز کار زبانم
۳
ببخش منصب فراشیم که آن سر کو رابه دیده خاک بروبم ز گریه آب فشانم
۴
اگر ز کوی تو خاری خلد به پای سگانتبه سوزن مژه بیرون کنم به دیده نشانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth