خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه تو شب خواب کنی من بنشینمتا روز چراغی بنهم روی تو بینم
۲
باشد به کمان خانه ابروی توام چشمچشمان تو ناکرده ز هر گوشه کمینم
۳
گاهی به تصور ز لبت بوسه ربایمگاهی به تخیل ز خطت غالیه چینم
۴
پوییدن راه تو به سر گر دهدم دستاز شادی آن پای نیاید به زمینم
صفحهٔ ۱ از ۲