خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نتوانم که با آن مه نشینمبه چشم حسرتش از دور بینم
۲
گهی کز خاک کویش دور مانممبادا جای جز زیر زمینم
۳
نگین دولتم لعل لب توستخیال خط بر آن نقش نگینم
۴
ز دل در دیده منزل کن که نبودتو را تاب درون آتشینم
صفحهٔ ۱ از ۲