خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه امعشق تو در دل داشت جا من عاشق دیرینه ام
۲
از دل خراش افغان من تیغت به خونم تیز شدتیغ تو را سوهان بود گویی خراش سینه ام
۳
من دانه چین مرغی نیم کایم به دام کس فروسیل بلا و تخم غم بس باشد آب و چینه ام
۴
وقت خطیب شهر ما خوش کو به رغم محتسبیکسر برد تا پای خم از مسجد آدینه ام
صفحهٔ ۱ از ۲