خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به راه توسنش صد نازنین را خاک می بینمسر چندین عزیزش بسته بر فتراک می بینم
۲
به تیغ غمزه خواهد ریخت خون صد مسلمان راچنین کان ترک کافرکیش را بی باک می بینم
۳
همی روبم به مژگان تا نگردد پایش آزردهبه خاک راه او هر جا خس و خاشاک می بینم
۴
ز شوق نکهت پیراهنش هر صبح در گلشنلباس غنچه پاره جامه گل چاک می بینم
صفحهٔ ۱ از ۲