شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی بود کی که ازین سوز درون باز رهمیا ازین درد و غم روز فزون باز رهم
۲
چند طعن خرد ای عشق خدا را مددیشاید از درد سر او به جنون باز رهم
۳
فکر زلفش به فسانه نرود از سر مناین نه ماری ست که از وی به فسون باز رهم
۴
این همه عشوه و دستان که تو را می بینمچه کنم یارب و از دست تو چون باز رهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth