شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی که می سرشت فلک آب و خاک منمی سوخت ز آتش تو دل دردناک من
۲
سررشته وصال تو گر آمدی به کفپیوند یافتی جگر چاک چاک من
۳
هر چند دل ز یاری خود پاک بینمتدانم سرایتی بکند عشق پاک من
۴
روزی که می نوشت قضا نامه اجلشد نامزد به تیغ جفایت هلاک من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth