خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکنتلخ کردی عیش ما چندین ترشرویی مکن
۲
در حق ما گر بد اندیشد رقیب از خوی بدتو رخ نیکوی خود بین غیر نیکویی مکن
۳
ای خوش آن شبها که پایت را کنم بر دیده جاتو کشی از ناز پا سوی خود و گویی مکن
۴
از تو بوی جان دمد وز باد بستان بوی گلبیش ازین گو پیش تو اظهار خوشبویی مکن
صفحهٔ ۱ از ۲