خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیمار غمت را نفس بازپس است اینپاس نفسش دار که آخر نفس است این
۲
بی واسطه گفت زبان پرسش او کنکش واسطه رحمت جاوید بس است این
۳
ای بوالهوس از معرکه عشق و ملامتبگذر به سلامت که نه جای هوس است این
۴
از ناله ما فارغی ای صاحب محملدر گوش تو گویی نغمات جرس است این
صفحهٔ ۱ از ۲