خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرو زین چشم تر ای اشک خونین دمبدم بیرونشدم رسوا منه دیگر ز فرمانم قدم بیرون
۲
به روز وصل خواهم چاک دل دوزم ز پیکانتکه ماند شادی و عشرت درون اندوه و غم بیرون
۳
به صحرا وقت گل آن نیست لاله بلکه آتشهاز خاک داغداران فراقت زد علم بیرون
۴
زدی بر لوح سیم از مشک تر نونی رقم یعنینیاید خوشنویسان را چنین حرف از قلم بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲