خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هر سو بدانند و رویت نکوحماک الله ای دوست من کل سو
۲
به خون جگر می کنم چهره ترهمین است پیش توام آبرو
۳
رسان تیزتر آبی از تیغ خویشکه شد خشکم از آتش دل گلو
۴
اگر کوزه می شکستم چه شدبه جرمانه گیرم به گردن سبو
صفحهٔ ۱ از ۲