شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زینسان که خو گرفت دلم با وصال تووای من آن زمان که نبینم جمال تو
۲
مردم ز فرقت تو کجا رفت آنکه منهر لحظه دیدمی رخ فرخنده فال تو
۳
بینم جهان به روی تو روی تو گوییاچشم من است و مردمک چشم خال تو
۴
شد سایه ها ز پرتو روی تو جمله نورای آفتاب حسن مبادا زوال تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth