خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی توسرکشان را طوق گردن حلقه گیسوی تو
۲
تا تو رفتی آفتاب از زر همی تابد طنابتا زند این خیمه فیروزه در اردوی تو
۳
مدعی گیرم که چون آیینه رویین تن شودکی تواند کایستد یک لحظه رو در روی تو
۴
مه که بر شکل کمان زر برآید گاه گاهمیل آن دارد که خود را جا کند پهلوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲