شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی توباد مرا بدین گنه روی سیه چو موی تو
۲
بود دلم ز غصه خون شوق تو برد ازو سکونهمدم اشک لاله گون روی نهاد سوی تو
۳
گه به من گدا خوشی گاه ز من جدا خوشیمن به خوشی و ناخوشی ساخته ام به خوی تو
۴
رشک برد روان من بر تن ناتوان منگر شود استخوان من قوت سگان کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth