شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازووه که جز محنت و اندوه نشد حاصل ازو
۲
دلخوشی چند که ما همسفر آن ماهیمچون شود دوری ما بیش به هر منزل ازو
۳
ساخت بی طلعت خود روز و شب ما ماهیآن که برج مه و خورشید بود محمل ازو
۴
قامتش طوبی و لب کوثر و رخ طلعت حورکی بود روضه فردوس شده محفل ازو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth