خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاش من بیدل از سگان تو بودیتا ز مقیمان آستان تو بودی
۲
آن همه دشنام ها که داد رقیبمآه چه بودی گر از زبان تو بودی
۳
زاهد اگر قبله جمال تو دیدیورد زبانش دعای جان تو بودی
۴
غنچه اقبال ما کجا بشکفتیگر نه نسیمی ز گلستان تو بودی
صفحهٔ ۱ از ۲