شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس که سود چهره به راه تو سود کرددر روی تو جمال ازل را سجود کرد
۲
مسکین فقیه گوش اشارت شنو نداشتمنع سماع زمزمه چنگ و عود کرد
۳
دیریست می زند دم ارشاد شیخ شهرآن نارسیده دعوی این کار زود کرد
۴
صوفی نداشت جاذبه صید هیچ کسکاری که کرد سبحه و دلق کبود کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth